Intracerebral Hemorrhage
خلاصه مقاله
Intracerebral hemorrhage (ICH) دومین علت سکته مغزی میباشد که بعد سکته ایسکمیک قرار میگیرد
#با_کیس_درس_بخوانیم
#Intracerebral_Hemorrhage
🔰معرفی بیماری:
اینتراسربرال هموریج (ICH) دومین علت سکته مغزی
میباشد که بعد سکته ایسکمیک قرار میگیرد اما بخش قابل توجهی از مورتالیتی هایی با علل Cerebrovascular را به خودش اختصاص میدهد . همانطور که که از نام این بیماری مشخص است خونریزی داخل مغز رخ میدهد که معمولا به علت پاره شدن یکی از شریان های مغزی میباشد . در نتیجه آن فشار داخل مغز (ICP) بالا میرود که میتواند به آسیب های مغزی منجر شود. هدف در درمان اولیه این است که نگذاریم وسعت خونریزی بیشتر شود، مانیتورینگ و مدیریت افزایش ICP باید صورت بگیرد و همچنین درصورت لزوم از عوارض مدیکال و نورولوژیکال جلوگیری شود.
در منیج اولیه بیماری باید تمام دارو های ضدانعقاد و ضد پلاکت قطع شوند و دارو هایی که اثر آنها را از بین میبرند فورا تجویز گردد به طور مثال اگر بیمار وارفارین مصرف میکرده است ویتامین K اوردر میشود.
بیمارانی که دچار ICH حاد شده اند همواره در ریسک گسترش خونریزی و یا بازگشت خونریزی قرار دارند که بیشتر اوقات در اولین ساعات پس از شروع خونریزی رخ میدهد.
بیشتر شدن ICH میتواند باعث تخریب نورولوژیک و بالا رفتن شانس افزایش ICP بشود . استراتژی های مختلف مدیکال و سرجیکال برای منیج این بیماران درصورت افزایش ICP باید در نظر گرفته شود.
🔰شرح کیس :
خانم ۶۴ سال بدون سابقه مرتبط، به دنبال از دست دادن ناگهانی هوشیاری به اورژانس مراجعه کردند هیچگونه سابقه تروما اخیر به سر وجود نداشت. در معاینه بیمار GCS ۳ داشت ، هردو مردمک گشاد بودند و کمی به نور عکس العمل نشان میدادند. در CT اسکن هماتوم وسیع اینتراسربرال دیده شد که در ناحیه فرونتوتمپورال راست قرار داشت همچنین خونریزی بطنی دیده شد. به دلیل مجاورت هماتوم با فیشر سیلوین آنژیوگرافی مغزی انجام شد. هیچ آنوریسمی در شریان سربرال میانی یافت نشد اما به خاطر افزایش ICP ، بازگشت کانترست به داخل شریال کاروتید خارجی رخ داده و یک آنوریسم سکولار در شاخه شریان منژیال میانی سمت راست درمقابل هماتوم دیده شد.
بیمار تحت جراحی قرار گرفت کرانیوتومی پترونیال سمت راست انجام شد با باز شدن دورا یک خونریزی فعال منشا گرفته از شریان منژیال میانی دیده شد که جلوی خونریزی گرفته شد و ICH تخلیه گردید.
در پست آپ بیمار با افزایش بسیار زیاد ICP مواجه شد و مرگ مغزی ۲۴ ساعت بعد اعلام گردید.
🔰بحث
آنوریسم های تروماتیک شریان مننژیال نادر هستند و باید آنها را از آنوریسم های واقعی غیرتروماتیک افتراق داد. آنوریسم های تروماتیک معمولا با شکستگی های جمجمه همراهی دارند از منظر بافت شناسی انوریسم های کاذب هیچکدام از لایه های شریان را دربر نمیگیرند. از طرفی دیگر آنرویسم های واقعی غیرتروماتیک همان ویژگی های بافتی آنوریسم های ارثی شریانی را دارند موضوع مهمی که وجود دارد این است که این آنوریسم های واقعی غیر تروماتیک همواره با یکی از بیماری های پاژه ، هایپرتنشن شریانی، مالفورماسیون های شریانی وریدی لایه دورا ، مننژیوما ، کاورنوس همانژیوم های جمجمه ، بیماری مویامویا، گرفتگی عروق مغزی و یا ایمپلنت ابنورمال شریان مننژیال همراهی دارد. این بیماری ها دلیل استرس های هموداینامیکی هستند که روی دیواره عروق مننژیال وارد میشود که درنهایت باعث آنوریسم شریانی میگردد. تقریبا تمام آنوریسم ها از شریان مننژیال میانی یا یکی از دو شاخه آن منشا میگیرند. سیر طبیعی آنوریسم های تروماتیک کاملا شناخته شده نیست ، تصور میشود که بعد از یک پارگی محدود شریان مننژیال که آنقدر بزرگ نیست که بتواند تبدیل به یک هماتوم اپیدورال حاد شود به وجود می آید.
🔰نتیجه گیری:
هرچند نادر، آنوریسم های مننژیال تروماتیک باید به عنوان یکی از علل ICH در نظر گرفته شوند و به دلیل پتانسیل بالایی که برای به وجود آوردن مرگ و میر و آسیب های دائمی دارند باید سریعا تشخیص داده شده و درمان شوند.
گردآورنده : دکتر پوریا دلبری
ادیتور: دکتر مهدی مهماندوست
مارا به دوستان خود معرفی کنید…🌱
🆔@NeurosurgeryAssociation
🆔@Neurosurgery_association
مقالات مرتبط
ویلیام گاورز
سر ویلیام گاورز، یک نورولوژیست برجسته در قرن نوزدهم، نقش اساسی در پیشبرد درک از اختلالات عصبی ایفا کرد. گاورز که در سال 1845 به دنیا آمد، از یک پیشینه متوسط بیرون آمد و سیر تحصیلی او، او را به دانشگاه کالج لندن هدایت کرد. او به عنوان پزشک مقیم در بیمارستان کالج لندن فعالیت کرد و بعد از آن، در سال ۱۸۷۰، اولین ثبت نام کننده در مرکز Queen Square شد و در نهایت در سال ۱۸۷۲ به عنوان پزشک کمکی افتخاری منصوب شد. گاورز به خاطر اخلاق کاری قابل توجه خود شناخته می شد و ساعات زیادی را به جنبه های مختلف عصب شناسی اختصاص می داد. مشارکت های او در این زمینه متنوع و تاثیرگذار بود. او «knee jerk» را به بالین بریتانیا معرفی کرد، که تکنیکی تشخیصی که در معاینات عصبی قابل توجه است. گاورز همچنین کمک های پیشگامی به درک اپیلپسی و بیماری های مزمن تشنجی کرد.
ناهنجاری کیاری
کیاری مالفورماسیون مجموعه ای از اختلالات مغز خلفی ( hidbrain) است که از هرنی تونسیل مخچه از سوراخ فورامن مگنوم تا آپلازی و آژنزی مخچه متغیر میباشد.در این مجموعه از اختلالات، علایم بالینی، یافته های تصویر برداری و جنبه های تکنیکال برای فشاربرداری (decompression) مختلفی در هر نوع از کیاری وجود دارد. چندین نوع دارد. تیپ یک : پایین آمدن تونسیل مخچه از فورامن مگنوم 5 میلیمتر یا بیشتر که سیرنگومیلیا است . علایم بصورت سردردی در پشت سر و گردن که با سرفه یا عطسه یا زورزدن ایجاد میشود و بلافاصله بعد از پایان آن ها، پایان میابد. در نوزادان و کودکانی که نمیتوانند درد خود را بیان کنند علایم آن شامل بیقراری و گریه است.نشانه های این بیماران شامل: آتاکسی، هایپررفلکسی، آتروفی، ضعف عضلانی، و اختلال عملکردی اعصاب مغزی تحتانی و از دست رفتن حس شال, اختلال حس دمایی و لمس فقط در سطحی مشاهده میشود که مسیر اسپاینوتالامیک تحت فشار قرار گرفته است.تصویر برداری انتخابی در این بیماران MRI است. در افراد نرمال و بدون علامت تونسیل مخچه میتواند تا 3 میلیمتر به پایین تر از فورامن مگنوم آمده باشد. زمانی میگوییم فتق تونسیلار رخ داده است که این پایین آمدگی 5 میلیمتر یا بیشتر باشد و در پایین آمدگی در حد فاصل 3 تا 5 میلیمتر را Borderline میگوییم.علاوه بر محل قرار گیری نوک تونسیل، شکل آن نیز مهم است. تیپ 2 : در همراهی با میلیودیسپلازی و هیدروسفالی دیده و ساختارهایی که هرنی میابند شامل:الف) ورمیس مخچه ب)ساقه ی مغزی ج) بطن چهارم هستند. علاوه بر ساختمان های عصبی مذکور ساختار های همراه آن ها نیز مانند شبکه ی کورویید، شریان بازیلار و PICA میتوانند به پایین جابجا شوند. بیماران در 5 سالگی دچار علایم ناشی از ساقه ی مغزی و یک سوم از آن ها ثانویه به نارسایی تنفسی میمیرند.از اختلال عملکرد زوج 9 و 10 مغزی دارند که میتواند تنفس، بلع و عملکرد طناب های صوتی است که میتواند در همراهی با استریدور، اپیستوتونس ونیستاگموس باشد. با طویل شدن و جابجایی به پایین ورمیس مخچه و ساقه ی مغزی، همراه با میلیومننگوسل در تمام بیماران و هیدروسفالی در اغلب بیماران و نیز وجود سیرنگومیلیا بویژه در بخش پایین نخاع گردنی بطور شایع مطرح میشود. تیپ 3 :مخچه و ساقه ی مغزی به داخل انسفالوسل قرار گرفته داخل حفره ی خلفی فتق پیدا میکند. تشخیص افتراقی این نوع از کیاری، میلومننگوسل بخش فوقانی نخاع گردنی است . تیپ 4 : آپلازی یا هایپوپلازی مخچه میباشد واندازه ی حفره ی خلفی نرمال است و هیچگونه هرنی مخچه ای وجود ندارد. تیپ 0:سیرنگومیلیا بدون وجود هرنی تونسیلار میباشد که به فشاربرداری حفره ی خلفی به خوبی پاسخ میدهد. تیپ 1.5: تونسیل مخچه با همراه با ساقه ی مغزی از فورامن مگنوم هرنی میکند