انجمن علمی جراحی مغز و اعصاب

آناتومی شریان مننژیال میانی و شاخه ها

27 آبان 1402
زمان مطالعه: 2 دقیقه
1452 بازدید
آناتومی شریان مننژیال میانی و شاخه ها

خلاصه مقاله

شریان مننژیال میانی  شاخه مهمی از شریان کاروتید خارجی است و نقش مهمی در تامین بیش از دو سوم دورا جمجمه ای ایفا می کند. با این حال، چیزی که این شریان را به ویژه جالب می کند نه در اندازه یا اهمیت بالینی آن، بلکه در رشد جنینی و تغییرات آناتومیکی مختلفی است که از خود نشان می دهد. درک آناتومی و تغییرات مختلف MMA بینش های ارزشمندی را در مورد سیستم هیوستاپدیال (رشد کامل جنینی قوس دوم آئورت) و آناتومی عروقی گوش میانی ارائه می دهد.

#با_مقاله_درس_بخوانیم

🧠#آناتومی_شریان_مننژیال_میانی_و_شاخه_ها

 

شریان مننژیال میانی  شاخه مهمی از شریان کاروتید خارجی است و نقش مهمی در تامین بیش از دو سوم دورا جمجمه ای ایفا می کند. با این حال، چیزی که این شریان را به ویژه جالب می کند نه در اندازه یا اهمیت بالینی آن، بلکه در رشد جنینی و تغییرات آناتومیکی مختلفی است که از خود نشان می دهد. درک آناتومی و تغییرات مختلف MMA بینش های ارزشمندی را در مورد سیستم هیوستاپدیال (رشد کامل جنینی قوس دوم آئورت) و آناتومی عروقی گوش میانی ارائه می دهد.

 

✔️منشاء شریان

 

اکثر موارد شامل شریان مننژال میانی (MMA) است که از شریان داخلی ماگزیلاری (IMA) منشأ می گیرد. با این حال، ممکن است MMA منشأ متفاوتی داشته باشد، مانند شریان کاروتید داخلی (ICA) یا، به طور غیرمنتظره، شریان بازیلار.

 

 

✔️شاخه های شریان مننژیال میانی

 

شاخه های شریان مننژیال میانی (MMA) به طور گسترده در دو مقاله جامع توسط مرلند و همکاران توضیح داده شده است. و مارتینز و همکاران مرلند و همکاران بر روی آنژیوگرافی های مغزی تکیه کردند، در حالی که مارتینز و همکاران، تشریح جسد انجام داد. سالامون و همکاران همچنین با همبستگی آناتومی با تصاویر آنژیوگرافی سهم قابل توجهی داشت. علیرغم استفاده از اصطلاحات مختلف، سیستم نامگذاری مارتینز و همکاران، جامع ترین سیستم در نظر گرفته می شود.

 

مسیر و شاخه های MMA با استفاده از آنژیوگرافی تفریق دیجیتال (DSA) در نظر گرفته می شود. MMA در ناحیه Pterional به دو بخش قدامی و خلفی تقسیم می شود. قبل از این تقسیم، MMA دو شاخه می دهد که سختی حفره تمپورال را تامین می کند. شاخه پتروزال در امتداد رأس پتروس قرار دارد و سخت‌شامه را در آن ناحیه (شامل گانگلیون گاسریان) و قسمت فوقانی حفره تیمپانیک را از طریق شریان تمپانیک فوقانی تامین می‌کند. شاخه کاورنوس دیواره جانبی سینوس غاری را تامین می کند و با شاخه های تنه اینفرولترال آناستوموز می کند.

 

🔰تقسیم قدامی MMA در داخل سخت‌شامه محدب حرکت می‌کند و به دنبال درز کرونال تا برگما حرکت می‌کند. دو نوع شاخه انتهایی دارد: 1. شریان های فالسین که با شاخه های شریان فالسین قدامی آناستوموز می شوند و 2. شاخه های طرف مقابل که از خط وسط عبور می کنند و با شاخه های MMA مقابل آناستوموز می کنند. در نزدیکی ناحیه Pterional، تقسیم قدامی یک شاخه داخلی ایجاد می کند که از زیر بال اسفنوئید کوچکتر عبور می کند. این شاخه حفره گیجگاهی قدامی و شکاف اربیتال فوقانی را تامین می‌کند و به طور بالقوه با شاخه‌های مننژ عودکننده شریان چشمی (OA) آناستوموز می‌شود.

 

🔰تقسیم خلفی MMA نیز تحدب سخت شامه را تامین می کند و دو شاخه اولیه ایجاد می کند: 1. شاخه پترواسکواموزال و 2. شاخه جداری-اکسیپیتال. این شاخه ها به عروقی شدن سخت شامه آهیانه ای-گیجگاهی-پس سری، سینوس های عرضی و دو سوم خلفی چادرینه کمک می کنند. شاخه‌هایی از بخش خلفی MMA با شاخه‌های دورال اکسیپیتال، حلقی بالارونده، زیر آرواره‌ای و شریان‌های مهره‌ای آناستوموز می دهند.

 

 

گرد آورنده: دکتر علی علی پور

 

مارا به دوستان خود معرفی کنید…🌱

 

🆔@NeurosurgeryAssociation

🆔@Neurosurgery_association

مقالات مرتبط

11 تیر 1402
2 دقیقه

مننژیوما

مننژیوما یکی ازتومورهای اولیه سیستم عصبی مرکزی است که در نخاع یا مغز بروز می‌کند و منشأ تومور از سلولهای مننژ و عنکبوتیه است. این تومور معمولاً خوش‌خیم است.تشعشعات یونیزان ، ریسک بیماری را از شش تا ده برابر بیشتر است. سندروم ارثی میتوانند زمینه را برای بروز مننژیوما فراهم کنند.مانند نوروفیبروماتوز نوع 2 (NF2) , Li-Fraumeni، Gorlin، von Hippel-Lindau، بیماری Cowden و نئوپلازی غدد درون ریز متعدد (تیپ1). هورمون‌های جنسی به‌عنوان عوامل خطر دیگر برای ایجاد مننژیوم مطرح میشوند. افزایش بروز بیماری پس از بلوغ در زنان (2:1 در مقابل مردان) و همچنین در طول دوره باروری (حدود 3:1) مطرح کننده این موضوع میباشد. ویژگی بافت شناسی پاتوگنومونیک مننژیوم، تشکیل whorls است که در نهایت به اجسام پساموما تبدیل می شوند. نشانگرهای ایمونوهیستوشیمی برای شناسایی مننژیوم عبارتند از: آنتی ژن غشای اپیتلیال، گیرنده سوماتوستاتین 2A، گیرنده پروژسترون و گیرنده استروژن ؛ آنتی ژن غشای اپیتلیال میباشد. WHO براساس ویژگی های هیستوپاتولوژیک: فعالیت میتوز ، تهاجم مغزی، و یا حداقل سه ویژگی تهاجمی دیگر مانند sheeting ، نسبت هسته به سیتوپلاسم بالا، هسته  برجسته، سلولاریتی بالا و نکروز خود به خودی ، مننژیوم‌ها را طبقه بندی کرده و سه درجه بدخیمی را ذکر کرده است: مننژیوم های درجه یک می توانند طیف وسیعی از الگوهای بافت شناسی مختلف را ارائه دهند این الگوها عبارتند از: مننژوتلیال و فیبروز ، انتقالی، psammomatous,، angiomatous,، microcystic,، ترشحی، غنی از لنفوپلاسمیت و متاپلاستیک. از معیارهای طبقه بندی طیف درجه 1 : نرخ میتوز پایین، 4 در 10 HPFs و عدم تهاجم مغزی میتوان اشاره کرد. مننژیوم درجه 2 حداقل 3 ویژگی از ویژگی های زیر است: افزایش سلولاریتی، سلول های کوچک با نسبت بالای هسته به سیتوپلاسم، هسته برجسته، رشد مداوم بدون الگو یا رشد ورقه مانند، و کانون های نکروز خود به خود یا جغرافیایی. این طیفمی توانند بافت شناسی سلولی واضح و کوروئیدی داشته باشند. مننژیوم درجه 3 با ویژگی های بافتی بدخیمی تعریف میشود. چنین ویژگی هایی شامل سیتولوژی بدخیم (مانند ظاهری شبیه به سارکوم، کارسینوم یا ملانوم) یا شاخص میتوزی بالا است. زیرگروه هایی که دارای پتانسیل بیشتری برای تکثیر هستند، با درجه های II و III همراه هستند. اکثرا بدون علامت هستند ولی به محل درگیری ارتباط دارند. مننژیوم ها در تمام قسمت های جمجه یافت میشوند؛ خصوصا در ناحیه پاراساژیتال، و به دنبال آن فاکس، سینوس کاورنوس، توبرکلوم سلا، Lamina Cribrosa، تورامن مگنوم و Torcular Zones. علائمی همچون سردرد ، نقایص نورولوژیک کانونی یا تشنج عمومی و جزئی ، تیپیکال هستند. تغییرات شخصیتی، سردرگمی و تغییر سطح هوشیاری را میتوان مشاهده کرد و ممکن است به اشتباه به عنوان زوال عقل یا افسردگی تشخیص داده شود. مننژیوم های ستون فقرات اغلب در ناحیه توراسیک قرار دارند. هر فردی که اخیراً تشنج های او شروع شده یا علائم عصبی کانونی دارد که احتمال میرود با توده داخل جمجمه ارتباط داشته باشد، باید تحت تصویربرداری رزونانس مغناطیسی از مغز قرار گیرد. تشخيص آن راديولوژيك است و اگر تصويربرداري قویا حاكي از مننژيوم باشد، بيوپسي(روش تشخیص قطعی) اجباري نيست. در هر روش تصویربرداری، مننژیوم ها ویژگی های بسیار مشخصی را نشان می دهند که امکان تشخیص دقیق آنها را فراهم می کند و امروزه حتی سرنخ هایی برای تشخیص های بافت شناسی نیزارائه میدهند. بیشتر توده های کانونی و خارج محوری مننژیوم هستند و گاهی اوقات وجود جریان(شکاف) CSF در مجاورت تومور دیده می شود.   تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) روش استانداردی برای تشخیص رادیولوژیکی و نظارت بر مننژیوم است. میتوان از آن برای افتراق بین عود مننژیوم های تحت درمان با جراحی و تغییرات رادیولوژیک مرتبط با درمان (مانند ضخیم شدن دورا) استفاده کرد. در CT، کلسیفیکاسیون داخل ضایعه تغییرات استخوانی(هیپراستوز)، افزایش علائم عروقی و کلسیفیکاسیون پساموماتوز نیز دیده میشود. در اسکن های CT و MRI، مننژیوم ها به صورت بدون تکیه و یا ساقه دار(dural tail) با ظاهری ایزودنس و لکه مانند(به دلیل تشکیل عروق) دیده میشوند. مننژیوم خوش خیم دارای dural tail ضخیم و تقویت کننده کنتراست خواهد بود.نکروز مرکزی (hypointense T1، غیر تقویت کننده) را می توان در هر دو مننژیوم خوش خیم و بدخیم مشاهده کرد. درگیری عروق مغزی یک ویژگی شایع است، به ویژه برای مننژیوما های قاعده جمجمه، که ممکن است به شریان های کاروتید و بازیلار یا شاخه های آنها نزدیک شود. برای مننژیوم قاعده جمجمه، 18-fluoro-ethyl-tyrosine PET می تواند به تشخیص کمک کند. سایر تشخیص‌های افتراقی شامل دیگر بیماری‌های عفونی، التهابی یا نئوپلاستیک است که دورا یا فضای ساب دورال را درگیر می‌کنند، مانند متاستاز سایر تومورها، پلاسماسیتوما، لنفوم، تومور فیبری منفرد، گلیوسارکوم، سارکوئیدوز، گرانولوماتوز و سل. درمان 1)جراحی: برای تومورهای در حال رشد و علامت دار، استاندارد مراقبت یک رویکرد جراحی است. مکان نوروآناتومیک تومر، رویکرد جراحی را تعیین میکند؛ به طور مثال تومورهای پاراساژیتال ، با وجود سطحی بودن اما به دلیل درگیری سینوس ساژیتال ، پیچیده محسوب میشوند. تکنیک‌های جدید جراحی شامل رویکردهای آندوسکوپی، جراحی هدایت‌شده با تصویر، مانیتورینگ عصبی، یا استفاده از ناوبری حین عمل و سیستم‌های نوری است که امکان تجسم گسترده‌تر حین عمل را فراهم می‌کند. روش های آندوسکوپی از طریق حفره بینی برای درمان مننژیوم های موضعی در شیار بویایی، planum sphenoidale و tuberculum استفاده شده است.رادیوتراپی کمکی با هدف کاهش خطر عود و بهبود کنترل موضعی، مفید است. هنگامی که تومور برداشته می شود، از نوعی چسب برای جایگزینی دورا استفاده می شود. گسترش میزان برداشت(برش) از بافت با درجه سیمپسون اندازه گیری می شود و در پنج دسته قرار میگیرند: 1. برداشتن کامل، با برداشتن دورا و استخوان 2. برداشتن کامل کامل با انعقاد دورال 3. برداشتن ماکروسکوپی، بدون برش دورال یا انعقاد 4. برداشتن ساب توتال 5. بیوپسی جراحی می تواند عوارض عصبی، عصبی شناختی و عملکردی ایجاد کند و کیفیت زندگی این بیماران را محدود می کند. 2)پرتو درمانی: اگر برداشتن ساب توتال یا عوارض عمل جزء پیامدهای احتمالی باشد، باید به عنوان یک رویکرد درمانی اولیه در نظر گرفته شود. و برای کنترل رشد موضعی تومور استفاده میشود. در مننژیوم های درجه 1 در صورت برداشت ناقص در مناطق پرخطر مانند سینوس کاورنوس میتواند از رادیوتراپی استفاده کرد. در مننژیوم های درجه دو، نقش پرتودرمانی کمکی هنوز بحث برانگیز است، اما در موارد برداشت ناقص می توان آن را مد نظر قرار داد. مننژیوم درجه III با خطر بالاتر عود بعد از برداشتن همراه است، بنابراین رادیوتراپی با دوز بالا بعد از عمل استاندارد مراقبت است و با بهبود کنترل موضعی در ارتباط است. 3)درمان های سیستمیک: عوامل شیمی درمانی سیتوتوکسیک بررسی شده اثربخشی محدودی داشته اند و با دستورالعمل های اجماع توصیه نمی شوند.

05 مرداد 1403
2 دقیقه

بیماری پرولاکتینوما

معرفی: پرولاکتینوما شایع ترین شکل تومور نورواندوکرین هیپوفیز (PitNET) است که تقریباً نیمی از این تومورها را تشکیل می دهد. آگونیست های دوپامین (DAs) به طور سنتی درمان اولیه برای اکثر پرولاکتینوم ها بوده و جراحی در مرحله  بعدی در نظر گرفته می شود.

0 لایک
0 نظر
دانلود

نویسندگان

خانه

دوره‌های آموزشی

مقالات

حساب کاربری